تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

علی ای امیر خوبان

    علی ای امیـر خوبان ، به جهان تـو پادشایی
    نبود به جـز تو هرگـز، به جهان گِره گشایی

    نگهی بسوی ما کـن ، گـذری بـکوی ما کـن
    کـه تو شاه بنده پرور ، شَـه مُلکِ لافَتـایی

    اگرت خـدا بگویـم ، کـه خـدا بَـدَش نیاید
    وَگـرت بشـر بنامم ، خجل از چنیـن نـوایی

    به خـدا یـگانه هستی ، بـه تـمام آفرینش
    وَ جهان ندیده هرگز ، به خودش چو ما گدایی

    علی ای امیـد مـردان ، تو دعـای مستمندان
    برسان به کوی جانان ، که خودت درآن سَرایی

    بِنَما دَمـی عنایت ، که شـدم خـمیده قامت
    بنشسته ام به راهت ، کـه مـگر دَمـی بیایی

    بفشانده ای به عالم ، همه عشق و شور و مستی
    تو بـگو به مـا که هستی ؟ تو علی مرتضایی

    منم آن فقیر بیدل ، که فـرو بمانـده در گِل
    که سَرَم بـود به راهـی ، بـه امید آشنایی

    تـو دهی غذا بـه قاتل ، بِزَنی شَرَر بـه باطل
    که بگو تو را چه نامم ؟ تو مگر بگو خدایی ؟

    علی ای نماد بخشش ، که دهی به جان درخشش
    بکشم زسینه آهـی ، تـو بگو مگـر کجایـی ؟

    چه شود که پَر کشم من ، برسم به خاک کویت
    تو کنی به من نگاهی ، که بمُـردم از جـدایی

    چو شنیدم این روایت ، چه خوشم ازین حکایت
    که زمان جان سپـردن ، نگهی به ما نمـایی

    چو بگفت شهـریارم : در خـانـه ی علی زن
    درِ خـانه می زنم من ، تو مگـر ز در درآیـی

    چو شنید شعر من را ، که خوشست و روح افزا
    به تبسمی بگفتـا : کـه تـو در حریم مـایی

    ز کـلام " روح افــزا " نبـود دگـر چـو والا
    بنـویس شعـرِ او را تـو به جـوهـر طلایی


    علی روح افزا


    این مطلب تا کنون 146 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خـدا ,جهان ,
    علی ای امیر خوبان

گیجی مفرط

    قصه ام غمگین است
    دل من پر خون و
    گونه هایم پر اشک
    رفتنت قلب مرا آتش زد
    پلک من سنگین است
    چشم من لیک تورا میبیند
    تو به من نزدیکی
    تو مرا میخوانی
    عاقبت توی دلم
    روشنی میکاری
    پلک من سنگین است
    غرق یک خواب مداوم شده ام
    پر رویا
    پر وهم
    پر یک گیجی مفرط شده ام
    توی رویاهایم
    تو به من میخندی
    دل به من میبندی
    توی رویاهایم
    من عروس شب مهتاب توام
    مونس و همدم بی تاب توام
    توی رویاهایم عاشقت میمانم
    عاشقم میمانی
    توی گوشم آرام
    لالایی میخوانی

     

    معصومه ابراهیم زاده


    این مطلب تا کنون 106 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : گیجی مفرط ,
    گیجی مفرط

هجران

    ازاعماق دلم چیزی صدایت می کند
    بی گمان این دل جدایی را روایت می کند
    ازغم هجران توجانم به لب آمد ولی
    لحظه ای دیدن تورا جانم کفایت می کند
    در میان جمعم اما برایم صد دریغ
    صددریغ این دل زتنهایی شکایت می کند
    درسکوت مات این تنهایی ام من مانده ام
    مانده ام تنها مگر این دل رهایت می کند
    درمیان آتش عشق توسازم خانه ای
    قلب من در راس این آتش شرارت می کند
    گرمیان کذب این عالم زیم من توبدان
    تو بدان این دل زعشق با توصداقت می کند
    هرگزم درد فراقت بر دلم آرام نیست
    مگرا عاشق زهجر یار عادت می کند

    عباس یزدی زاده راوری


    این مطلب تا کنون 45 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    هجران

از تو چه پنهون

    از تو چه پنهون عشق تو، هنوز توی قلب منه
    حالا که دل دادم بهت، چه موقع دل کندنه؟

    حالا که روزگار من، پر شده از غرور تو
    باید تصور بکنم، دنیا رو بی حضور تو

    از تو چه پنهون آب میدم، گلدونهای اتاقتو
    کاش یه چیزی تموم کنه، این گریه های ساکتو

    شاید روزی پیدات بشه،بیای بگی پشیمونی
    ببینم اشک چشماتو، بگی بی من نمیتونی

    ولی شاید من نباشم، بشنوم حرف دلتو
    با کی میخوای حرف بزنی؟
    کی میشنوه حرف تو رو ؟؟؟ ....

     

    محمد رضا رزمگه


    این مطلب تا کنون 73 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : پنهون ,
    از تو چه پنهون

بخند ای دل...!!!

    من آن دردم که درمانم
    به دور از عافیت مندی
    من آن شوقم که بارانم
    مثال بغض، در بندی
    من آن برگ خزانم
    که امید تازگی دارد
    من آن حزنم که خندانم
    میان درد، پر ازشادی
    من از دست دل آزردم
    ولی ای کاش میمردم
    چنان دل کار داد دستم
    که بی شک تا کنون مردم!
    من آن درد پر از عشقم
    که می خندد به مشکلها
    به دور از عافیت شادم
    ولی افتاده مشکلها
    چنان افتاده مشکلها
    که بارانی شده بغضم
    امید عافیت دارم
    ولی بسیار بیمارم
    چنان بیمار و افسونم
    که گویی دل کر و کور است
    که می خندد که بیمارم
    بخند ای دل ، بخند ای دل
    خودت مشتاق بارانی
    نگو افتاد مشکلها
    تو را عشق کرده قربانی
    تو خود بی هوش و بی نایی
    خیالت برده سلطانی؟

    مینا سادات متحملیان


    این مطلب تا کنون 189 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عافیت ,
    بخند ای دل...!!!

انتظار

    نمیدونی چقدرسخته تو تنهایی و غم خوردن.
    خودت باشی و حرفایی توتنهایی فقط گفتن.
    چقدرسخته که باشی تو ولی تنهای تنهاشم.
    تو تنهایی و غمگینی اسیرخاطرات باشم.
    به هرراهی که میرفتم فقط فکرتومن بودم.
    ندیدی و نفهمیدی چقدر من عاشقت بودم.
    نمیدونم چرا رفتی مگرازمن بدی دیدی.
    جزاینکه عاشقت بودم چه چیز دیگه ای دیدی.
    هنوزم عاشقت هستم بااینکه رفتی ازپیشم.
    توشاید روزی برگردی به راهت منتظر میشم.


    این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عاشقت ,عاشقت بودم ,
    انتظار

سوال های بی جواب

    خداوندا سوالم از تو اینه
    چرا دنیای ما اینقد غمگینه...؟؟؟
    چرا هر چی می پرسم بی جوابه
    تهِ حکمت سرای تو همینه...؟؟؟

    یکی تو امریکا تو عشق و حاله
    یکی تو افریقا از درد می ناله
    یکی عارف، یکی زاهد، یکی مست
    یکی ل؟ ؟ و پتی، تو ابتذاله

    یکی روز و شبا همش خندونه
    یکی از بچّگی دنبال نونه
    یکی پروانه شد پرواز کرد رفت
    یکی تنها و غمگین کنج خونه

    یکی "والژان" که منجی "کوزت" شد
    یکی بازرس "ژاور" بد جنس پلیسه...!!!
    "نل" و پدربزرگ با هم می رفتن*
    آخه کجا، کجا، کجا پردیسه...؟؟؟!!!
    .
    .
    .
    چرا باید همش تبعیض باشه...؟؟؟
    چرا سهم همه یکسان نباشه...؟؟؟
    چقد خوب بود که یک روز توی دنیا
    کسی قلب کسی رو نخراشه...!!!

    کی مرز بین کشورها رو کاشته...؟؟؟
    میون خونه ها دیوار گذاشته
    چرا جنگ و چرا خونریزی و قتل
    چه جرمی مادرِ بیچاره داشته...؟؟؟

    کی گفته آدما این حقّو دارن
    پرنده ها رو تو قفس بذارن
    خودت بهتر می دونی که خدایا
    هنوز اون جوجه ها در انتظارن...

    نگو با من نپرس از این سوالا
    یه وقت قهرش می گیره اون خدا رو
    میگم می پرسم و اون خوب می دونه
    می خوام تغییر بده حکم و قضا رو...!!!

    سرِ سودائی ام آروم نداره
    دلم از بچّگی چه بی قراره
    فقط کاشکی دلم تا روز محشر
    یه کم آروم بشه دووم بیاره...؟؟؟

    غلامحسین شورمیج


    این مطلب تا کنون 95 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    سوال های بی جواب

وقتی که عاشقم شدی

    وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
    تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
    تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
    کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
    وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
    توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
    چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
    که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
    تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
    راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
    دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
    قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
    یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
    اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
    تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
    عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
    نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
    کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
    قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
    کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….

     


    این مطلب تا کنون 68 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عاشقم ,
    وقتی که عاشقم شدی

...

    هنوزم دوستت دارم، همونطور که نمی دونی
    هنوز عکساتو می بوسم، توو این خلوت، توو ویرونی

    یه کم فکرم بهم ریخته س توو حالی که ازم دوری
    می گن خاصیت عشقه، باشه خوبه که اینجوری

    توو یادم زنده ای وقتی، هنوز خوابتو می بینم
    به یاد من تُـــــ♥ـــــــــو می افتی، غروبارو که می بینم

    هنوز عطرت توو شعرامه، غزل هام بال می گیرن
    اگه برگردی می دونم، همه دردام می میرن

    یه عکست تووی این شب ها، برام لالایی محضه
    همون عکسی که می خندی، مث دریا، توو اون لحظه

    مث بارون پاییزی؛ چشات غرقه یه احساسه
    یه برگ از کاجم اما باز، دلم بارونو می شناسه

    چقد دوریُ و تاریکی؟ بیا نزدیکُ و روشن باش
    از این ابهام بیزارم، تُـــــ♥ـــــــــو مرد خونه ی من باش

     

    آزاده عبدالهی


    این مطلب تا کنون 56 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    ...

بی رحمی

    بیا با من یه کاری‌کن
    دارن می گن تو بی رحمی
    بیا و باز‌خوبی کن
    تو این حرفامو می‌فهمی
    یه روزی توی این چشما
    طلوع عشق پیدا بود
    به سمتت راه می‌رفتم
    تو آغوشت واسم جا بود
    تو رویا مال من بودی
    چقدر‌این آرزو خوبه
    هنوزم آرزو دارم
    هنوز‌برگشتن زوده
    به فریادم برس دارن
    بهم می گن تو بی رحمی
    کجا رفتم کجا رفتی
    چرا این قلب شد زخمی؟
    غرورم پای عشق‌تو
    فرو ریختو همه دود شد
    تو این جمله رو معنی کن
    یه رویایی‌که مردود شد
    یه رویایی که مردود شد

     

    امین سلیم بیاتی


    این مطلب تا کنون 71 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    بی رحمی

حس مشترک

    من و بارون و تنهایی


    کنار یه در بسته


    کجای راهو کج رفتیم


    من و تو با تن خسته


    هنوزم مثل اونروزا


    به احساسم تو شک داری


    تو با اندوهه تنهایی


    یه حس مشترک داری


    همش تو فکر چشماتم


    چقد از خاطرم دوری


    تو حتی توی خواب من


    چه بی اندازه مغروری


    من انقد منتظر میشم


    که اینجا خونه ی ما شه


    هنوزم میشه برگردی


    تا فردا با تو زیبا شه


    تموم شهر میدونن


    که این روزا چقد سردم


    یعنی میشه که یک روزی


    به آغوش تو برگردم


    چقد آروم و آهسته


    دارم از خاطرت میرم


    چه پیرم کرده تنهایی


    همین روزاست که می میرم

     

    سوفیا رحیمی


    این مطلب تا کنون 177 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : تنهایی ,
    حس مشترک

حسه عاشقی

    ی روز اومدی تو قلبم وقتی خیلی تنهابودم

    وقتی خیلی بی بهونه عاشقونه من میخوندم

    اومدی باحسه عشقت تودلم جوونه کردی

    تو نفهمیدی که بدجور توى قلبم خونه کردی

    تازه فهمیدم که حسه عاشقی چه بی نظیره

    وقتی که پیشم نباشه این دلم چه زود می میره

    چه قد حال من قشنگه دنیای من رنگارنگه

    ای خدا چه حسه خوبی وقتی که دلش چه تنگه

     

    پریسا شریعتی ارانی


    این مطلب تا کنون 135 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : وقتی خیلی ,
    حسه عاشقی

نشو تسلیم

    منم مث تو درگیرم
    منم مث تو داغونم
    کویر تشنه ام بی تو
    منم تو فکر بارونم

    چی میشه فاصله کم شه
    همیشه مال من باشی
    تو این تقویم روز مرگی
    یه شوقی واسه فرداشی

    اگه تقدیرمون اینه
    بگو لعنت به این تقدیر
    که تنهایی میون ما
    شده یه درد دامن گیر


    کسی جز ما نمی فهمه
    که تنهایی خوده مرگه
    بدون عشق همه گلها
    بدون بو وُ بی برگه

    نشو تسلیم و کاری کن
    واسه آدم یه هوا شو
    یه بار هم که شده از جا
    واسه احساس خود پا شو


    مسعود مالمیر


    این مطلب تا کنون 56 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    نشو تسلیم

افسانه شو

آرزو

    میخوام تو زندگی یه چیزی آرزو کنم
    دستهای من شلخته اند. با دست تو وضو کنم
    کنار من بمونی.تا صبح بهت نگاه کنم
    قبله فراموشم بشه .بهشت از تو.بو کنم
    هرکی بگه کافر شدم.تندی جوابشو بدم
    سفره دل پهن کنم.غصه هاتو.درو کنم
    قشنگترین بهانه ام به شبهای پر از ملال
    میشه قلبتو وا بکنی؟تازندگی شروع کنم

     

    رشید حیدری


    این مطلب تا کنون 80 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    آرزو

عشق

    باز از چشمت تمنا می کنم
    عشق را با شعر معنا می کنم
    عشق یعنی در غمت پنهان شدن
    ابر چشمان تو را باران شدن
    عشق یعنی احتیاج و اشتیاق
    عشق یعنی زخم پر درد فراق
    عشق یعنی تا سپیده سوختن
    چشم خونین را به قلبت دوختن
    عشق یعنی با غم دل ساختن
    عشق یعنی زندگی را باختن
    عشق یعنی شانه بر گیسوی ماه
    عشق یعنی درد یعنی رنج و آه
    عشق یعنی شعر یعنی سادگی
    عشق یعنی آخر دلدادگی
    عشق یعنی شور یعنی سوز و تب
    عشق یعنی خواندن اشعار شب

     

    علیرضا آهن جان کمالی


    این مطلب تا کنون 77 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : یعنی ,
    عشق

خیال بودنت

    خیال کردم اگه باشی
    همه روزام شیرینه
    توی این قلب فرسوده
    غبار غم نمیشینه
    خیال کردم اگه باشی
    دیگه دنیا تو دستامه
    آره اون مرغ خوشبختی
    شب و روز روی این بامه
    خیال کردم اگه باشی
    دیگه چشمای من تر نیست
    بجز اشک چشای من
    برات هیچ چیزی بدتر نیست
    تو موندی و همه دنیا
    توی آغوش من گم شد
    حظورت بودنت عشقت
    مثه یه خواب تجسم شد
    همه دنیای شیرینم
    تو تلخی کلامت مرد
    همه گرمای عشقم رو
    همون سیلی سردت برد
    حالا اون مرغ خوشبختی
    شده طعمه ی کرکس ها
    خواستم تنها نباشم من
    ولی حالا شدم تنها
    دیگه راه عبوری نیست
    همه درها به روم بستس
    به پشت سر نگاه کردم
    همه پلها بشکستس
    نمیشه باورم انگار
    قمار عشقو من باختم
    چقدر دیر فهمیدم ای وای
    روی آب خونمو ساختم
    چقدر بد بودی و اینقدر
    تورو من خوب میدیدم
    شاید خودم گناه کردم
    که از تنهایی ترسیدم

     

    مهدیه خادمی فر


    این مطلب تا کنون 116 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    خیال بودنت

يكي امشب تو رويامه

    دارم مي ميرم از حسي كه بي "تو" توي شب هامه
    دارم ديوونه تر مي شم يكي انگار تو رويامه
    يكي انگار تو رويامه برايم قصه مي خونه
    مي دونم كه خودت نيستي ولي مثل "تو" مي مونه
    يكي امشب تو رويامه كه عمري حسرتم بوده
    ببين چشمام بازم خيسه نبودت عادتم بوده
    يكي امشب تو رويامه سرش چسبيده رو شونه م
    تنم مي لزره از هق هق ،همه مي گن كه ديوونه ام


    این مطلب تا کنون 52 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : رويامه ,امشب ,
    يكي امشب تو رويامه

درگیر

    داری دل میکنی ازمن،میری پیشم نمیمونی
    دارم دق میکنم اما،تو حالم رو نمیدونی
    چراغ خونمون بعدت،مثل قدیما خاموش شد
    تمومه خاطرات ما،تو این لحظه فراموش شد
    تو میری و من می مونم،تماشا میکنم میری
    یه روزی عاشقم بودی،الان با کی تو درگیری
    دیگه خنده رفیقم نیست،شبا تا صبح بیدارم
    از اون لحظه که تو رفتی،به یادت شب نمی خوابم

     

    سجادبهاروند


    این مطلب تا کنون 58 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    درگیر

شکست ماهرانه بود ...

    اگر چه چاره ی دلم، این دفعه تازیانه بود

    کلبه ی چوبی دلم، همدم موریانه بود

    نگاه میکنم فقط، به کوچ تو به کوچ تو

    خودت قضاوتش بکن، رفتنت عاقلانه بود؟

    دل به دل تو بسته بود، این دل لعنتی عزیز

    شکست من به دست تو، شکست ظالمانه بود

    نوشته های بی جهت، وقتی تو رفتنی شدی

    قسم .قسم .قسم .قسم ،خواهش عاجزانه بود

    ظاهری پاک آمدی، باطنی با مکر و دروغ

    اینکه شکست دادی ام، ضربه ی ماهرانه بود

    جهانی تلخ داده ای، به دست من به دست شعر

    تلخ ترین حقیقتت ، دروغ عاشقانه بود



    این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شکست ,
    شکست ماهرانه بود ...

گرداب

    تا تو رفتی نیمه ی شب طاقتم را تاب برد
    در میان گریه هاچشم ترم را خواب برد
    انتظارت راکشیدم گاه وبی گاه اخرش
    شور وشوقم را دوباره قایق سهراب برد....

    شعر گفتم در هوایت ، بلکه ارامم کند
    صبح شد حال بدم را شعرهای ناب برد
    عشق ومهرت را درون سینه ای شورافرین
    لحظه لحظه پروراندم ،حاصلش را اب برد
    بیقراریهای قلبم ریشه ام را خشک کرد
    رنگ رویم را فقط، نیلوفر تالاب برد

    باغ من روییدو یک ان ابرها گریان شدند
    اسمان رحمی بکن! کشت مرا را ارباب برد

    دلخوش پایان پاییزم،که برگردم ولی
    تکه تکه قایقم را بازی گرداب برد.......

     


    زهراضیایی


    این مطلب تا کنون 130 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    گرداب

گردش گردون

    صف به صف آماج ِ تیر ِ هر چه سوداها منـم
    گوش و چشمه ،این ز نخدان ِوجودت این تنم

    بیژنم...عاشقی آوازِ احساس ِغریب ِ بی کسی است
    کـوس ِرسـوایی زند ،هر دم به جان ِ پیراهنــم

    صحبت از آرامش و خوی ِصفای ِباطنی است
    مـــن بــه دستان ِ حقیقت بسپرم...جان وتنم

    آه ِ شبــهـــای حزین ...بــر مـــن بیافتاده بســی
    مــن به دنبالت بگردم...بی تو این... جان کندنـــم

    ساده و بی گفت و بحث ،از تو بخواهم ماندنت
    حـــــرف دل نازک شده...عشقت دلیل ِ مـاندنــم

     

    حمیدرضا بزرگی

     


    این مطلب تا کنون 124 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    گردش گردون

بی تو

    من در این تلخ ترین نقطه ی دنیا بی تو
    دیده بانی همه شب خسته و تنها بی تو

    پر ز احساس غریبی که مرا امشب هم
    با دلی تنگ کند غرق تمنا بی تو ...

    چشم من منتظر و ثانیه ها سنگین اند
    و چه رنجی است مرا غصه فردا بی تو

    شاید این بار به پایان برسد تقدیرم
    به دعایی شود این مرگ مهیا بی تو

    یا سلاحی که مرا همدم تنهایی هست
    بچکانم که شود ولوله بر پا بی تو


    این مطلب تا کنون 55 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    بی تو

کجایی

    تموم شهر رو گشتم ،کجایی من نمیدونم


    آخه کی باورت میشه،بدون تو نمیتونم


    بدون تو نمیتونم ،تویی که قد دنیامی


    تویی که هرکجا باشم،همش جلوی چشمامی


    آخه تا کی تمام شب فقط با فکر تو سرشه


    تا کی روزای من خالی شه از خنده


    به اون چشمای ناز تو قسم دیگه نمیتونم


    غرورم رو به پات دادم منی که خیلی مغرورم


    برای تو به هر در من زدم اما، دلت با من نبود اصلا


    یه کاری کن که فکر تو،دیگه خالی شه از مغزم

     

    علی محمدی لیندی


    این مطلب تا کنون 155 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : نمیتونم ,
    کجایی

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55471
  • تعداد مطالب :148707
  • بازدید امروز :986
  • بازدید داخلی :81
  • کاربران حاضر :83
  • رباتهای جستجوگر:666
  • همه حاضرین :749

تگ های برتر